.....♥★عزیزی که فراموشش کردی★♥.....
..مثل باران سخاوتمندباش که درباریدنش علف هرزوگل سرخ به یک معناست..
سلام به همه ی دوستای گلم عیدتوووووووووووووووووووووووووووووووون مبارک. امیدوارم سالی سرشارازخوشی سلامتی وشادکامی درپیش روداشته باشید. آرزومندآرزوهاتون(مریمی) راستی۲وم عیدتولدمم مبارک این وبلاگ دیگه به روزنمیشه. پس برای همیشه خداحافظ آنقدرپیش این وآن ازخوبی های نداشته اش گفتم که .............. وقتی سراغش رامیگیرند شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت تورا این تراکم نابوداحساسات را می پیچانند تاگره خوردیم کورشدیم و........ هیچ وقت نشدبهت بگم: هنوزم دوستت دارم تینا محمد حسینی نویسنده افغان ساکن ایران در گفتگو با خبرنگار مهر از انتشار نخستین مجموعه داستان خود با عنوان «برادرم رمضان» خبر داد و گفت: این مجموعه داستان بعد از دو سال رفت و آمد میان ناشر و اداره کتاب و حذف دو داستان آن سرانجام منتشر شد. وی ادامه داد: این مجموعه داستان 96 صفحهای، یازده داستان کوتاه دارد که عناوین برخی از آنها عبارت است از آخرین بولانی شکمپر، وسط پیادهرو، هلیکوپتر، کشف بزرگ، فقط هشت هفته و هر جا که میروی تنها نباشی و شاید یادش نمیافتاد. به گفته محمدحسینی این داستانها سه سال پیش تالیف شده است و علت طولانی شدن زمان انتشار آن نیز به موضوع طولانی شدن روند صدور مجوز انتشار آن برمیگردد. وی در پاسخ به پرسشی درباره توزیع این کتاب در افغانستان نیز گفت: در افغانستان مخاطبان بسیار زیادی برای داستانهای ایرانی وجود دارد اما سختگیریهای فراوان در زمینه صادرات و واردات کتاب به نظرم مانع از این میشود که این آثار مبادله شوند. به گفته این نویسنده افغان، خوانده شدن کتاب او در کشورش منوط به خرید مجلداتی از آن از سوی وی و فروش آن به صورت شخصی در افغانستان است. وی همچنین از نگارش رمان تازهای خبر داد و گفت: از یک سال قبل شروع به نوشتن یک رمان کردهام که داستانش به اعتقاد خودم داستانی فراواقعی است و امیدوارم تا پایان سال جاری بتوانم از عهده به پایان رساندن آن برآیم. مراسم رونمایی و معرفی کتاب روز سهشنبه 20 دی از ساعت 16:30 در کافه شترمرغ واقع در ونک، میدان خدامی، خیابان آفتاب برج آفتاب برگزار شده است. منبع خبرگذاری مهر قلم راجاانداخته.................. چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چشمانت دیگرشعری ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟ دوستت دارم ادامه ی مطلب برای کسیه که دوستم داره٫ ودوستش دارم واگه دوستم داره رمزوخودش ٫یپدامیکنه میدونی رمزای من همیشه چیزیه که سریع یادم میاد پس دوستم داری رمزوپیدامیکنی عزیزم توتک پری٫تک عشقی٫تکی تک...... همیشه میگم دوستت دارم... تابه دوست داشتنم شک نکنی٫ به صدمات گذشته محکم بگو<<خداحافظ>> بادل امیدواربه آینده بنگر٫درموقع لزوم بگو<<متاسفم>> درموقع لزوم بگو<<دوستت دارم>> نگذارمشکلات کوچک به مشکلات بزرگ تبدیل شوند. یادت باشه که دوست داشتن ودوست داشته شدن بزرگترین هدیه وموهبت زندگی ست. پس دوست بدارتادوستت داشته باشند.. لنگر: لنگرچشمانت رابینداز.............. دلم برای پهلوگرفتنت... به اندازه ی کافی.. عمیق است....................... امیدوارم خوب باشی...... همیشه ودرهمه حال به فکرتم.نمیدونم چیکارکنم همیشه ازدستم ناراحت میشی.آخه من چیکارکنم؟ توراه که میرم مدرسه باخودم.که نه باتوکه توقلبمی حرف میزنم. انگاردیوووونه شدم دلتنگ روزیم که هموببینیم.... دلتنگ دعواکردناتم. به همان خدایی که میپرستمش: ...دووووووووووووووووووووووووووووووووووستت دارم... ![]()

(تمام)
که من چقد دوست دارم
هیچ وقت نشدنفهمیدی
که من فقط تورو دارم...............
انتشار نخستین مجموعه داستان نویس جوان افغان در ایران تینا محمدحسینی نویسنده افغانی مقیم ایران نخستین مجموعه داستان خود را با نام «برادرم رمضان» از سوی نشر آگه منتشر کرد.


حتی سرسوزنی
ادامـ ــه مطلبـ

![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
![]()
![]()

| khano0mi ♂ |




